{{item.fa_name}}

جست‌و‌جوی دقیق برای معنی جمع شدن در واژه‌نامه ترجمیک

زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه

درباره واژه‌نامه ترجمیک
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
huddle
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
backlog



معنی جمع شدن, معنی جمع شدن, معنی [ku abj, معنی اصطلاح جمع شدن, معادل جمع شدن, جمع شدن چی میشه؟, جمع شدن یعنی چی؟, جمع شدن synonym, جمع شدن definition,
معنی candidacy, ترجمه candidacy به فارسی, معنی defective, ترجمه defective به فارسی, معنی (دیرین‌ شناسی‌) راسته‌ای‌ از سوسماران‌ بالدار عهد , ژوراسیک‌ سفلی‌ تا عهد مسوزوئیک‌ , ترجمه (دیرین‌ شناسی‌) راسته‌ای‌ از سوسماران‌ بالدار عهد , ژوراسیک‌ سفلی‌ تا عهد مسوزوئیک‌ به انگلیسی, معنی فتق‌ بند اویختن‌، جفت‌ کردن‌، گره‌ زدن‌، دسته‌کردن‌، متمسک‌ شدن بستن‌، بدار اویخته‌ شدن‌، خرپا، شکم‌ بند، بقچه‌، انبان چوب‌ بست‌ زدن‌، پایه‌ زدن‌، بستن‌، بسیخ‌ کشیدن‌، بدار , کوک‌ زن‌، بهم‌ بستن‌، بادبان‌ را جمع‌ کردن‌، بار سفر , , ترجمه فتق‌ بند اویختن‌، جفت‌ کردن‌، گره‌ زدن‌، دسته‌کردن‌، متمسک‌ شدن بستن‌، بدار اویخته‌ شدن‌، خرپا، شکم‌ بند، بقچه‌، انبان چوب‌ بست‌ زدن‌، پایه‌ زدن‌، بستن‌، بسیخ‌ کشیدن‌، بدار , کوک‌ زن‌، بهم‌ بستن‌، بادبان‌ را جمع‌ کردن‌، بار سفر , به انگلیسی, ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی، ترجمه مقالات انگلیسی